استخر بادی زهرا خانوم
سلام عزیز دلم خوبی؟
دختر قشنگم پریشب(شب جمعه) خونه مادرجون بودیم که ساعتهای ٩ دایی احمد و زن دایی از حرم اومدن اونجا.
دست دایی یه نایلون بود بهم داد و گفت ایت هدیه ی فاطمه(دخترش) است به زهرا خانوم.البته فاطمه طفلکی خواب بود و از دو دنیا بی خبر.
من هنوز داشتم تشکر میکردم که زن دایی جون سریع از دستم گرفتش و شروع کرد به باز کردن. دایی گفت چرا اینجوری میکنی بزار خودش باز کنه گفت ما این حرفها رو با هم نداریم میخوام ببینم سالمه یا نه اخه اونجا نگاه نکردیم.
وقتی باز شد دیدم به به یه استخر بادی قارچی خوشکل و ناز واسه زهرا گلی من.
بابا ابراهیم و دایی احمد با تلمبه شروع کردن به باد کردنش. وااای چقدر بهشون خندیدیم یه ساعت داشتن زور میزدن تا باد شد.
وقتی باد شد تازه خودش رو نشون داد.واقعا دستشون درد نکنه خیلی خوشکل و ناز بود.
عکسش رو بعدا با عکسهای سیسمونیت میزارم ببینی.
انشاالله شما خانومی دنیا بیای و بزرگ بشی بزارمت توش کلی بازی کنی.


استخر بادی زهرا خانوم
